عاشقانه
بیا "راش" هایمان را یک بار دیگر مرور کنیم
شاید اشکال از تدوین باشد
بیا "راش" هایمان را یک بار دیگر مرور کنیم
شاید اشکال از تدوین باشد
بایگانی ات می کنم
بدون برچسب نام
نه که پیدایت نکنم
رنگ پوشه ات جیغ است
من نت هفتم یک گام بزرگم
تو نت پایه
احمقانه اس این جا برات بنویسم عزیزم؟ وقتی مدام شماره ات رو می گیرم اما نمی شه انگلیس رو از ایران گرفت به زمین و زمان فحش می دم. وقتی می آم لا اقل یه ایمیل بهت بزنم و این برق لعنتی و محافظ کامپیوتر دست به دست هم می دن و کامپیوتر انقدی روشن نمی مونه تا سایت یاهو بیاد بالا.... وقتی الان که 3:44با این سرعت مزخرف اینترنت دایال آپ (قربونش برم قحطی پورته) خصوصا این روزا، یاهو برام ادا در می آره و هزار و یک مسخره بازی و سئوال و جواب داره ...
اگه سری این جا زدی که کاش بزنی بهت بگم که آره دلم همش پیش تو و نیایش عزیزمه . هر لحظه به یادتونم. شونه های تو و نیاش من همون قدر که ظزیف ان محکم ان. کاش این روزا پیشتون بودن. مرهم که نمی شه بشم شاید کمی تسکین می دادم.
بگذارم دست هایم هرز بروند؟
یا نگاهم از کسالت بیهودگی سرخورده شود؟
نه بگذار از فرسایش سایش اندیشه هایم نابود شوم.
این روزها
ما سکوت کردیم: شانه به شانه
و گام هایمان وزنه درد بود بر زمین
و قلب هایمان لبریز از همهمه و لبالب از فریادهایی که بلعیده بودیم
و هیچ یک از آن ها حتی لحظه ای با ما چشم در چشم نشد
دخترکم قصه می خوای؟ می خوای برات قصه بگم؟باز چی بگم؟ قصه گرگ و بره رو؟ بخواب خودت امشبه رو.
نگاه نکن تو چشم من با اون چشای مخملی. قصه ای نیست که من بگم تو امشبو خوب بخوابی.
چیه بازم منتظری؟
اگه لبامو وا کنم چشات پر از بارون می شه خواب وخیال صورتیت حروم می شه. فکر کلاغای سیاه مخمل ابر خوابتو ور می چینه. با حرف دیوای بزرگ غم تو نگاهت می شینه.
(۲۲/۴/۸۶)
شعر
تاب و تحملم که تمام می شود شاعر می شوم
ترانه اشک می نویسم
سونات هق هق
عاشقانه
با تو گر نمی گیرم
به خواب می روم
رویا می بینم